لال بلاگ
X
تبلیغات
رایتل
لال بلاگ
وقت خودتونو با خوندن این وبلاگ تلف نکنین.
آرشیو
موضوع بندی
جمعه 30 مرداد 1388
ایام

 

 یه وقتی جلو خونه گل می کاشتم آب می دادم بزرگ می شد و حال می کردم. تمام هوش و حواسم به زندگیم بود. حالا صب میرم شب برمی گردم. نه گلی می بینم نه آفتابی. همیشه فکر می کنم یه روز درست میشه و کارم کمتر میشه و مث بچه ادم زندگی می کنم ولی زهی خیال محال. بیشتر میشه و کمتر شدن تو کارش نیست. دلم تنگ شده برا ایام ماضی، روزای بیخیال بابا ولش کن هرهرهرهر. بعضی روزا یادم میره چه فصلیه. وسط تابستون فکر می کنم چله زمستونه. می خوام ببینم یه آدم بدون تفریح بدون دوست بدون روابط خانوادگی چه قدر می تونه دوام بیاره.   

یه وقتی جلو خونه گل می کاشتم. 

نه گلی می بینم نه افتابی! 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 206852


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها